نجوم
لوحه های گلی نجومی بابل، ثبت پدیده های نجومی و پیش بینی آنها
در این میان جالب توجه ترین پدیده ی آسمانی کسوفها و خسوف ها بودند. با رصد این پدیده ها و ثبت آنها، ایشان توانستند نظم بین گرفتها را پیدا کنند. ایشان متوجه شدند از میان این گرفتگی هایی که معمولا همه ساله روی می دهند، هر کدام پس از 18 سال دوباره تقریبا به همان شکل تکرار می شوند.

 

نقشه
امپراطوری بابل باستان در 600 قبل از میلاد

 

دوره ی ساروس

دوره ی ساروس یک دوره ای است با چرخه ای حدود 18 سال و 11 روز و 8 ساعت (تقریبا 6585 و 3/1 روز) که می تواند برای پیش بینی گرفتگی خورشید و ماه استفاده شود. بعد از گذشت 18 سال از یک کسوف یا خسوف، ماه و خورشید و زمین تقریبا دوباره به حالت قبلی برمی گردند و کسوف یا خسوفی شبیه همان کسوف یا خسوف قبلی روی می دهد.

این قانون اولین بار توسط کلدانی ها یا منحمین بابلی چندین قرن قبل از میلاد مسیح کشف شد. بعد ها این قانون به دست منجمین یونانی و رمی و مسلمان رسید. نام «ساروس» اولین بار توسط ادموند هالی در سال 1691 به چرخه ی کسوفها اطلاق شد، که آن را از یک دایرة المعارف بیزانسی در قرن 11 گرفته بود.

واژه سومری/بابلی «سار» یکی از یکاهای اندازه‌گیری بود و ارزش عددی آن ظاهراً 3600 بوده‌است.

باغهای معلق
تمدن بابل باستان و باغ های معلق بابل

چرخه ی ساروس برای پیش بینی زمانهایی که گرفتگی روی خواهد داد  بسیار مفید است. این چرخه از سه دوره ی مربوط به مدار ماه بوجود آمده است. : ماه قمری، ماه ناهنجار و ماه اژدهایی.

 

چه زمان کسوف یا خسوف داریم؟

در زمان یک کسوف ماه و زمین و خورشید باید در یک خط قرار بگیرند. خورشید گرفتگی یا کسوف فقط زمانی رو می دهد که ماه در حالت مقارنه یا ماه نو باشد، و ماه گرفتگی یا خسوف زمانی رو می دهد که ماه در حالت بدر یا تمام باشد. دوره ی تکرار بدر تا بدر یا ماه نو تا ماه نو را یک ماه قمری گویند که تقریبا 53ر29 روز است.

خسوف
خسوف زمانی است که ماه وارد سایه ی زمین می شود.

از آنجا که مدار ماه با مدار زمین بدور خورشید حدود 5 درجه زاویه دارد، ماه در حالت بدر یا مقارنه با خورشید و زمین همیشه در یک خط قرار نمی گیرد و گرفتگی روی نمی دهد. نقاط تقاطع مدار ماه با صفحه ی مدار زمین به دور خورشید را نقاط گره می نامند. این دو نقطه ی گره نقاط حساسی هستند که اگر ماه و خورشید در امتداد این دو نقطه قرار بگیرند یا حتی در نزدیکی آن باشند، گرفتگی پیش می آید.

گره ها
مدار چرخش ماه بدور زمین و مدار ظاهری خورشید بدور زمین، با هم 5 درجه زاویه دارند.

 

مبنای چرخه ی ساروس چیست؟

مبنای چرخه ی ساروس به اینجا بر می گردد که بعد از هر 18 سال و 11 روز،  ماه و خورشید و زمین وضعیت مشابهی نسبت به حالت اول پیدا می کنند. پس اگر حالت یک گرفتگی را در نظر بگیریم، بعد از این مدت ماه و خورشید زمین دوباره به همان حالت بحرانی درمی آیند و ماه یا خورشید می گیرد.

هر گرفتگی، بعد از گذشت 18 سال، با گرفتگی بعدی، بسیار شبیه است. تنها موقعیت این گرفتگی حدود 5ر10 درجه  در آسمان جابجا می شود. یعنی مثلا اگر امسال یک کسوف در ابتدای برج جوزا روی دهد،  18 سال و 11 روز و 8 ساعت دیگر، دوباره همان کسوف در ده درجه و نیم از اول جوزا روی می دهد.

همانطور که گفته شد یک دوره ی ساروس برابر 6585 و 3/1 روز است. این کسر 3/1 روز یا 8 ساعت، باعث می شود زمان گرفتگی 8 ساعت عقب بیافتد. یعنی ممکن است قبل از آنکه ماه گرفگی دوم روی دهد، ماه از افق ما غروب کند و ما نتوانیم آن را ببینیم. در حالی که ماه گرفتگی اول را دیده بودیم. ولی همین ماه گرفتگی توسط شهرهایی که حدود 120 درجه ی طول جغرافیایی با ما فاصله دارند، به خوبی دیده خواهد شد. ولی بعد از گذشت سه دوره ی ساروس، دوباره آن خسوف در شهر ما قابل رؤیت خواهد بود.

 

با این حال، دو گرفتگی متوالی ساروسی، دقیقا عین هم نیستند، بلکه تفاوتهایی هم دارند.

 

سری های ساروسی

با این وصف، سری های مختلفی از چرخه های ساروسی وجود دارد؛ که هر خسوف یا کسوف متعلق به یکی از این سری هاست. هر سری ساروسی با یک گرفتگی جزئی آغاز می شود، و به طور مرتب، گرفتگی های بعدی مربوط به همان سری، آهسته آهسته به سمت کامل تر شدن پیش می رود، تا اینکه دوباره ی به حالت جزئی می رسد و در نهایت نابود می شود. هر سری ممکن است در طول قرنها، دهها گرفتگی را موجب شوند.

خسوفهای متوالی
خسوفهای متوالی از یک سری ساروسی، ابتدا در لبه ی جنوبی سایه زمین اتفاق می افتد، در مرحله ی بعد کمی بالاتر، وآهسته آهسته عد از گذر صدها سال خسوف در مرکز سایه ی زمین روی می دهد. سپس دوباره مسیر خسوف به سمت شمال سایه جابجا شده و در نهایت سری ساروسی مورد نظر به پایان می رسد.

چگونه گرفتگی ها را بوسیله ی دوره ی ساروس پیش بینی کنیم؟

یک منجم کافی است بداند هر کسوف یا خسوف متعلق به کدام سری است، تا بتواند کسوف یا خسوف بعدی را پیش بینی کند. در واقع شناخت سری های مختلفی که در حال حاضر در حال عمل هستند، می تواند به منجم کند که بداند در هر زمان مفروض نوبت به کدام سری رسیده است که 18 سالش تمام شده و باید شاهد گرفتگی جدیدی از آن سری باشیم.

این سری ها از حدود 1226 تا 1550 طول می کشند و در طی این سری ها 69 تا 87 بار گرفتگی روی می دهد. البته اکثر سری ها شامل 71 یا 72 گرفتگی می باشند. اما تعداد گرفتگی های کامل یا حلقوی در هر سری 39 تا 59 است. معمولا سری های ساروسی خسوفها خیلی طولانی نیستند. در هر زمان و عصری حدودا 40 سری ساروسی در حال فعالیت هستند. یعنی اگر کسی در هر زمان  40 سری دوران خودش را بداند، می تواند تقریبا همه ی گرفتگی ها را پیش بینی کند.

لیست همه ی سری های ساروسی خسوف ممکن در حال حاضر تهیه شده است. در اینجا شما می توانید لیست این سریها را ببینید. در این جدول ها، شماره ی سری(Saros Series)، تعداد خسوفهای این سری(Number of Eclipses)، طول این سری بر حسب سال(Length)، تاریخ اولین خسوف(First Eclipse)، تاریخ آخرین خسوف(Last Eclipse) و انواع خسوفهایی(Eclipse Sequence) که در آن سری روی می دهد، را مشخص نموده است.

 

در مقاله ی بعدی به کمک یک مثال نشان می دهیم چگونه می توان با داشتن جدول سری های گرفتها، آنها را پیش بینی کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 16:54  توسط سجادرضایی |